پرويز مظلومى :
احساس مى كنم كسى مرا طلبيد
دور از هر تملق و چاپلوسى درباره فضاى جديد كارى اش حرف مى زند. انگار سال ها است در مشهد زندگى و مربيگرى مى كند. حالا خودش را جزيى از وجود ابومسلم مى داند و شايد اين حس عميق كارى باعث شده تا در يك محدوده زمانى اندك نتيجه اى فوق العاده بگيرد. پرويز مظلومى در مشهد هم تغيير رفتار نداده. تلاش نمى كند با حرف هايش خودنمايى كند و از بزرگ نمايى هاى مرسوم هم فرارى است. اين را مى توان از نوع كلماتى كه به زبان مى آورد به وضوح متوجه شد. پرويز مظلومى همواره در دسته مربيانى قرار مى گيرد كه هيچ گاه اصول و ارزش كارى را زير پا نمى گذارد و شايد همين ويژگى بارز از او يك مربى موفق در فوتبال ما ساخته است. درباره پرويز مظلومى مى توان به گذشته بسيار روشنى كه او از خود به جا گذاشته اشاره كرد. او دور از حب و بغض در تيم ملى دستيار امير قلعه نويى شد و شايد بسيارى از مربيان كار كردن با يك مربى كه به لحاظ سن و سال از او كوچكترند را هرگز نپذيرند. پرويز مظلومى سال ها در استقلال فعاليتى چشمگير داشت و صعود صباباترى به ليگ برتر فوتبال و قهرمانى تيم (ب) ايران در مسابقات غرب آسيا را مى توان از ديگر دستاوردهاى موفقيت آميز او ارزيابى كرد. البته، او هم مثل بسيارى از مربيان روزهاى بد را تجربه كرده اما خودش معتقد است كه روزهاى خوب مى تواند محصول همين روزهاى تلخ باشد و اگر از ناكامى ها تجربه نياموزى باز هم روزهاى تلخ را تجربه خواهى كرد ... پرويز مظلومى اين روزها در ابومسلم روزهاى خوبى را پشت سر مى گذارد. كارنامه درخشان او به همراه ابومسلم چشم ها را متوجه خود مى كند و شايد استمرار اين حركت بار ديگر توفيقى ارزشمند و بزرگ را نصيب نماينده شهر مشهد و پرويز مظلومى و شاگردانش كند. ابومسلم در هفته ماقبل آخرنيم فصل اول بار ديگر طعم پيروزى را احساس كرد. آنها حالا تيمى شده اند خوش قواره كه بايد در اين موفقيت چشمگير سهم قابل توجهى را به حساب فعاليت همه جانبه پرويز مظلومى گذاشت.
اگر يادتان باشد قبل از اينكه به مشهد برويد چند پيشنهاد خوب از ديگر تيم هاى ليگ برترى هم داشتيد اما قرعه مشهد به نام شما خورد. جايى كه شايد به لحاظ قلبى هم شما را راضى مى كرد.
< با گزينه هاى ديگر تا آستانه مذاكره هم پيش رفته بودم اما نمى دانم چرا وقتى نام مشهد آمد يك دفعه حال و هوايم عوض شد. احساس مى كنم سواى مسائل كارى اينجا كسى من را طلبيد اما همه چيز خيلى ساده اتفاق افتاد.
وقتى سادگى در ميان باشد، آن چيزى كه شما از آن ياد مى كنيد، مى توان تصوير يك فضاى خوب كارى را در ذهن تجسم كرد. به نظر مى رسد ابومسلم و پرويز مظلومى از ابتدا يك بناى درست كارى را در پيش گرفتند. يك حس مشترك ...
< خيلى ها از من خواستند به مشهد نروم. بسيارى از دوستانم گفتند پرويز تو دارى ريسك مى كنى! آنجا مدعى زياد دارد، مشهد جاى كار كردن نيست اما من زير بار نرفتم. فكر مى كردم بايد پيشنهاد مشهد را قبول كنم و براى همين به اينجا آمدم.
فضايى كه آن روزها ميان شفق و خداداد عزيزى ايجاد شده بود شايد كار كردن را براى هر مربى سخت مى كرد. بسيارى مى گفتند شفق مقصر است و عده اى هم از ضعف هاى اخلاقى خداداد مى گفتند! البته همه اينها شنيده ها بود.
< من براى خداداد احترام خاصى قايلم. خداداد اينجا خيلى زحمت كشيد، او مال مردم مشهد است. فوتبال ما نمى تواند خداداد را فراموش كند و براى همين من هيچ وقت دوست ندارم درباره اتفاقى كه ميان خداداد و شفق افتاد حرفى بزنم.
اما احتمالاً بايد فهميده باشيد كه به چه دليل خداداد اينجا موفق نشد. البته بهتر است سؤال را جور ديگرى مطرح كنيم تا شما جواب بدهيد! شما چه كار كرديد كه توانستيد در مدت زمانى كوتاه در مشهد موفق باشيد؟
< اگر يادتان باشد من نمى خواستم قبل از بازى با استقلال مربيگرى در ابومسلم را قبول كنم. آن روز من به شفق گفتم كه اگر مقدور است بعد از بازى با استقلال روى نيمكت بنشينم اما ايشان قبول نكرد. براى همين من هم مجبور شدم قبل از بازى با استقلال روى نيمكت بنشينم. شما مى دانيد من آن روزها دنبال چه چيزى مى گشتم؟ اين جست وجو بود كه باعث موفقيت من در مشهد شد.
به هرحال كار كردن در يك محيط تازه مى طلبد قوه جست وجوگرى انسان خوب كار كند. به خصوص شما كه در يك فضاى جديد و شايد كمى ترسناك قرار مى گرفتيد. فضايى كه شايد پيش از آمدن از سوى دوستان شما چنين ترسيم شد كه گفتيد.
< بله، اما من نترسيدم و از همان روز كه به مشهد آمدم سعى كردم ببينم توى دل اين بچه ها چه مى گذرد. با بچه ها خيلى حرف زدم و به آنها گفتم من آمده ام تا اگر كارى از دستم برمى آيد انجام بدهم. من به كمك شما نياز دارم و شما بايد به اهميت موضوع پى ببريد.
احساس مى كرديد كه آنها به اهميت نتايج ضعيف ابومسلم پى نمى برند! اين به معنى عدم همكارى آنها با مربيان قبلى بود، درست است؟
< من هيچ وقت نرفتم دنبال اينكه بچه ها در زمان خداداد چه رفتارى داشتند. من فقط به دنبال اين بودم كه از اين به بعد را درست كنم. من نظم را حاكم كردم و به بچه ها گفتم تيمى كه نظم داشته باشد حتما موفق خواهد شد البته پشت سر ما آقاى شفق، سردار بنى اسد، آقاى معلمى و ... به شدت ما را حمايت مى كردند. انگار آنها هم مى دانستند يك نفرى نمى توان به توفيق رسيد. براى همين تنهايم نگذاشتند.
پاسخ هاى شما بيشتر ما را ياد خداداد مى اندازد. اينكه چرا اسطوره فوتبال ما نتوانست اين كارها را در مشهد انجام دهد. شايد هم عده اى نخواستند با او همكارى كنند و اگر اين فرضيه با فضاى فعلى ابومسلم قابل قياس نيست.
< ابومسلم آن روزها ۸- ۷ امتياز بيشتر نداشت كه خداداد رفت. من نمى خواهم كار و عملكرد خودم را با خداداد مقايسه كنم. براى اينكه فكر مى كنم خداداد هم همكار خودم بوده. شما همه اش مى پرسيد چرا خداداد در مشهد موفق نبود و اصرار داريد من يك جوابى بدهم. خب، اشكالى ندارد. من جواب مى دهم. ببينيد اين تفكر درست نيست كه شما بكوشيد يك مربى حتماً بايد در يك تيم موفق باشد و خداداد چون نامش بزرگ بود همه توقع داشتند در مشهد موفق باشد درحالى كه بزرگى باعث موفقيت نمى شود.
منظور شما اين است كه هر مربى بزرگى مى تواند بد نتيجه بگيرد؟
< بله! دقيقاً. من هم خودم در تيم هايى مربيگرى كردم كه پس از چند ماه همكارى مان قطع شده، بعضى وقت ها دو طرف نمى توانند همكارى خوبى با هم داشته باشند و شايد اساسا به لحاظ اخلاقى به هم نخورند و همين باعث مى شود موفقيت به صفر برسد.
كارنامه شما تا اينجا در ابومسلم بسيار چشمگير بوده و شايد بسيارى بخواهند بدانند كه شما چه فعاليت مهمى انجام داديد كه موفق شديد. البته، اين بار نمى خواهم از جنبه هاى اتحاد تيمى و حتى معنويات به اين سؤال پاسخ بدهيد. منظورمان از جنبه هاى فنى است.
< مى دانيد روز اول كه آمدم تصميم گرفتم چه كار كنم؟ شايد بسيارى از همكارانم به اين موضوع توجه نكنند اما من خيلى به آن اهميت مى دهم. من گفتم اگر بازيكنان بزرگ را در حوزه فنى شريك خودم نكنم اصلاً نمى توانم موفق باشم.
خيلى ها اسمش را باج دادن مى گذارند!
< نه، اصلا اين طور نيست. من به بازيكنان بزرگ تيم به چشم همكاران خودم نگاه مى كنم. اجازه بدهيد واضح تر بگويم. الان عملكرد مهدى هاشمى نسب با گذشته اصلا قابل قياس نيست. شما نمى توانيد عملكرد ناصحى، حسينى، منصورى، خانى و ... را با گذشته مقايسه كنيد. آنها الان احساس مسؤوليت بيشترى روى دوش خود دارند و همين تيم من را بالا مى كشد. تنها دغدغه اى كه دارم دنى است ...
گفتيد دنى ياد گلى كه او به استقلال زد افتادم. آن روز همه فكر مى كردند با آمدن شما، دنى راه افتاده اما حركت او خيلى زود متوقف شد.
< دنى يك بازى پس از آن هم براى ما گل زد اما او مثل سال قبل راحت نيست. من فكر مى كنم دنى بايد از نو ساخته شود. در روزهايى كه ما پتروويچ، مقدسى پور و رزاقى كه يكى از بهترين هاى ما است را در اختيار نداريم دنى اگر آماده باشد مى تواند ابومسلم را كمك كند.
هر مربى به طور قطع براى خودش يكسرى حرف هاى خاص در محافل خصوصى به بازيكنانش مى زند. مى خواهيم بدانيم پرويز مظلومى چه حرف خاصى گفت و چه شنيد؟ شايد اين خيلى مهم باشد كه يك مربى چگونه با شاگردانش ارتباط كلامى برقرار مى كند. البته اگر خيلى خصوصى است مى توانيد به اين سؤال جواب ندهيد.
< (مى خندد) نه! من هيچ چيزى براى پنهان كردن ندارم. من در ابومسلم هيچ وقت از در تهديد و جنگ و دعوا وارد نشدم. مى دانستم كار كردن با بچه هاى ابومسلم خيلى حساس است. شايد مثل يك كودك بايد با آنها برخورد مى كردم. نمى دانم شايد بعضى جاها هم نياز بود آنها را ناز و نوازش كنم، مربى مثل پدر است و بايد هواى بچه هايش را داشته باشد و آنها را تر و خشك كند.
اما يك پدر وقتى بيش از حد هواى كودكانش را دارد باعث مى شود آنها لوس و ننر بار بيايند. شما كه آنها را لوس و ننر نكرديد.
< نه، به هيچ وجه. من به آنها گفتم شما همه تان، چه آنهايى كه در تركيب اصلى هستند و چه آنهايى كه به هر دليل بيرون مى نشينند بايد خودشان را مثل كوهنوردهاى سختكوش ببينند كه مى خواهند به نوك قله برسند. من به بچه ها گفتم بايد نوك قله را ببينيد و اگر لحظه اى از قله چشم برداريد هرگز موفق نمى شويد. من آنها را بايد با فضاى بسيار سخت روبرو مى كردم تا حريفانشان را دست كم نگيرند و همان طور كه ديديد ما در همه بازيهايمان گل زديم و اين به اعتقاد من يك كارنامه چشمگير است.
در اين مدت چيزى هم بود كه ابومسلم را تحت فشار قرار دهد. بالاخره نمى شود كه همه چيز بر وفق مراد شما باشد. حتما عواملى هم هست كه تأثير منفى مى گذارد.
< وقتى مى ديديم بعد از بازيهاى ابومسلم هواداران مجبورند بيش از ۸ كيلومتر پياده روى كنند تا از ورزشگاه ثامن خارج شوند غصه ام مى گرفت. باور كنيد اين براى من كه مجبور بودم پس از بازيها اين صحنه را تماشا كنم، بسيار سخت بود. شما خودتان مى دانيد ورزشگاه ثامن چه شرايطى دارد. متأسفانه هيچ وسيله نقليه اى نيست تا هواداران را به مركز شهر برساند. من احساس مى كنم آنها سرمايه هاى اصلى ابومسلم هستند، تماشاگران يعنى هويت يك تيم و جا دارد كه به اين موضوع رسيدگى شود ... البته، يك چيز مهم ديگر هم بود كه اين اواخر آزاردهنده شد.
اگر درست حدس زده باشيم منظورتان بحث واگذارى ابومسلم به شفق و پيگيرى نمايندگان مجلس است، اتفاقى كه شايد آينده ابومسلم را تهديد كند.
< متأسفانه اين موضوع خيلى عذاب آور بود. من نمى دانم چطور عده اى باور كردند ابومسلم را مى خواهند به تبريز بفروشند. اين موضوع اصلا صحت ندارد اما وقتى كار به رسانه ها كشيده شد يك دفعه همه چيز به هم ريخت. شب بازى با سايپا آمدند و در تلويزيون استان با هم به مناظره پرداختند و همين موضوع به خصوص در نيمه اول بازى با سايپا كيفيت كار ما را به شدت تنزل داد. اين تيم مال مردم خراسان است و اگر آقاى شفق سال ها است دارد ابومسلم را با پول شخصى اش مى گرداند براى مردم مشهد است. من فكر مى كنم اين مسائل مى توانست در محفلى خصوصى حل شود اما به اشتباه رسانه اى شد.
مى خواهم دوباره بحث را به سمت خداداد بكشانم. يادمان هست زمانى كه خداداد داشت تيم مى بست از ندارى ناله مى كرد. او حتى موفقيت ابومسلم با اين بازيكنان را دور از دسترس مى دانست. خداداد معتقد بود كه ابومسلم بايد بازيكنان بزرگى را به خدمت بگيرد تا موفق شود اما حالا مى بينيم ابومسلم موفق بوده، البته به طور نسبى.
< به نظر من پول حرف اول را در فوتبال نمى زند. در همين روزهايى كه ما حاشيه داشتيم فقط حواسمان به چارچوب زمين و توپ بود. من مى دانم كه حقوق بالا انگيزه مى دهد، من مى دانم كه بازيكن ستاره داشتن مى تواند تا چه اندازه مفيد باشد، اما در همين ابومسلم بازيهايى بود كه ما ۱۳ نفر بيشتر نبوديم اما در همين شرايط سخت توانستيم موفق باشيم... مى دانيد چرا؟ چون صميميت در ابومسلم به اوج رسيده است من همه اش فنى فكر نمى كنم و معتقدم معنويات هم مى تواند در موفقيت يك تيم و بازيكنانش تأثيرگذار باشد.
بسيارى فكر مى كنند موفقيت تنها با تمرين و استفاده از ابزار و امكانات و صرف هزينه هاى بسيار ممكن است اما شما به معنويات معتقديد. آيا اروپايى ها هم كه تا اين حد در فوتبال موفق هستند تا اين حد معنويات برايشان اهميت دارد؟
< شك نكنيد. همين كاكا كه توانست عنوان بهترين بازيكن جهان را به خودش اختصاص دهد از اعتقادات قوى مذهبى برخوردار است. شما مى توانيد زيدان را هم در ذهن تجسم كنيد. نمى گويم كه امكانات و پول تأثيرگذار نيست اما از اين طريق هم مى توان خيلى جلو رفت.
شما فكر مى كنيد ابومسلم تا كجا مى تواند پيش برود؟ شما الان با تيم پنجم جدول يك برد فاصله داريد.
< ابومسلم نياز به كمك دارد اما من مطمئن هستم ما در پايان فصل بين تيم هاى اول تا چهارم قرار مى گيريم. پيشتر گفته ام و باز هم تكرار مى كنم اگر دنبالش بگردى حتما پيدايش مى كنى. ما در ابومسلم حالا به آن بالاها فكر مى كنيم. البته بستگى دارد كه ما آن بالا را چقدر دوست داشته باشيم.
اما شايد هنوز باشند كسانى كه دوست داشته باشند زمين خوردن شما را ببينند. و شايد آنها هم به اندازه شما در حال برنامه ريزى كردن باشند.
< مشكلات كم نيست اما وقتى به كارى كه مى كنى اعتقاد داشته باشى برترى دور از دسترس نيست
صدمين برد سياه جامگان
تيم ابومسلم در هفته شانزدهم ليگ برتر با شكست سايپا صدمين برد خود در تاريخ ليگ را جشن گرفت. ابومسلم كه در فصل ۵۴ براى اولين بار در ليگ حضور يافت، در هفته چهارم همان فصل مقابل آرارات تهران ۲-۰ پيروز شد و اولين برد خود را در تاريخ ليگ ثبت كرد. سياه جامگان براى ثبت صدمين برد خود ۳۲ سال در انتظار ماندند.همچنين اين تيم براى چهارمين بار در ليگ به ۳ برد پياپى دست يافت.
كاظمى ركورد زد و رفت!
فرهاد كاظمى در بازى مقابل راه آهن براى بيست و سومين بار هدايت مس كرمان را بر عهده داشت و با اين تعداد بازى ركورددار مربيگرى براى اين تيم كرمانى در ليگ برتر شد.كاظمى در ۲۳ بازى، ۶ برد، ۷ تساوى و ۱۰ شكست كسب كرد و با ۲۵ امتياز مس كرمان را ترك كرد. نادر دست نشان سرمربى سابق مس در ۲۲ بازى، ۲۶ امتياز كسب كرده بود.
۹ دى ماه، آغازنقل و انتقالات نيم فصل
دبير سازمان ليگ اعلام كرد، تعطيلات نيم فصل حداقل ۱۸ روز خواهد بود و مسابقات دور برگشت از اول بهمن آغاز مى شود.
على كاظمى دبير سازمان ليگ با بيان اين خبر گفت: هيات رييسه سازمان ليگ تصويب كرد، هر تيمى حداقل بايد ۱۸ روز در نيم فصل استراحت داشته باشد. بنابراين نيم فصل دوم ليگ از روز اول بهمن ماه آغاز خواهد شد.
وى ادامه داد: به دليل اينكه روزهاى ۲۷ و ۲۸ دى ماه مصادف با مراسم عاشورا و تاسوعاى حسينى است، تاريخ شروع نيم فصل را از روز اول بهمن ماه تعيين كرديم.
پاداش حج عمره براى بازيكنان ابومسلم
مسؤولان باشگاه ابومسلم مشهد اعلام كرده بودند درصورتى كه بازيكنان تيم فوتبال اين باشگاه در ۴ بازى پايانى نيم فصل بتواند ۸ امتياز كسب كنند، پاداش حج عمره براى آنها در نظر گرفته خواهد شد كه با توجه به ۳ پيروزى متوالى شاگردان پرويز مظلومى و پيش از بازى چهارم، اين پاداش معنوى قطعى شده است.
برپايه اين گزارش، بازيكنان ابومسلم پس از شكست ۲ - يك در هفته سيزدهم برابر ملوان بندرانزلى، در ۳ ديدار متوالى برابر مس كرمان، شيرين فراز و سايپا به پيروزى دست يافتند تا به سفر حج مشرف شوند. ضمن اينكه اين تيم در اين مدت در مرحله يك سى و دوم رقابت هاى جام حذفى برابر مس كرمان هم به پيروزى دست يافته است.همچنين شاگردان پرويز مظلومى پس از پيروزى خانگى ارزشمند برابر سايپا تهران، مبلغ ۳۰۰ هزارتومان پاداش دريافت كردند تا باروحيه بالاتر در مسابقات آينده به ميدان بروند.از سوى ديگر مصدوميت فرانك آتسو، كه مدت ها از تركيب تيم ابومسلم دور بود، برطرف شده است و در صورت رضايت كادرفنى مى تواند برابر برق شيراز به ميدان برود.
يك اتفاق عجيب در ليگ آزادگان
پيام بدون مربى و سرپرست بازى كرد
مدير فنى تيم فوتبال پيام خراسان گفت: «به خاطر اعتبار و آبروى فوتبال خراسان از آبروى خودم گذشته و تيم را مقابل تراكتورسازى به ميدان فرستادم. دقيقا قبل از سفر تيم به تبريز، دو تن از مربيان تيم در يك حركت هماهنگ استعفا دادند و تيم بدون مربى، سرمربى و حتى سرپرست و تداركات راهى تبريز شد و من به عنوان مدير فنى با اين كه شناختى روى تيم نداشتم و تنها دو جلسه تمرين تيم را ديده بودم، تنها به خاطر اعتبار و آبروى فوتبال خراسان قبول كردم كه شخصا تيم را به تبريز ببرم و مقابل تراكتورسازى به ميدان بفرستم. از ۴۸ ساعت قبل از بازى با بازيكنان تيم صحبت كردم تا آن ها را از لحاظ روحى روانى به شرايط عادى برسانم اما اين تغيير و تحولات تاثير خود را روى بازيكنان گذاشته بود و تمركز خود را از دست داده بودند ولى ما در عين حال بازى خوبى را مقابل تيم تراكتورسازى و در مقابل ۲۰ هزار تماشاگر اين تيم به نمايش گذاشتيم.»وى تأكيد كرد: «تراكتورسازى تبريز تيم بزرگى است و بازى كردن در خانه اين تيم و در مقابل هواداران متعصب تبريزى كار سختى است و در نبود سرمربى، مربى و سرپرست همه فشارها روى دوش من بود و عدم تمركز بازيكنان در آخر بازى باعث شكست ما شد. با تمام اين مشكلات باز هم بازيكنان پيام بازى خوبى انجام دادند و بايد تيم تراكتورسازى را شكست مى داديم و در عين شايستگى نتيجه را واگذار كرديم اما از اين بابت كه به تنهايى اين تيم را به بازى رساندم و هدايت كردم به خودم تبريك مى گويم و خواهيد ديد بدون هيچ چيز و حتى بدون پول، تيم پيام بازى آبرومندانه اى ارايه داد. آدم عاقل هيچ گاه قبول نمى كند در اين شرايط تيمى را تحويل بگيرد اما من با اين كه آبرويم در خطر بود به خاطر آبروى فوتبال خراسان اين شرايط را پذيرفتم ولى از مسوولان ورزش استان تقاضا مى كنم اندكى هم به فكر فوتبال باشند.»
شكرى درمورد روند بازى تصريح كرد: «در اكثر اوقات، بازى دست ما و روند بازى به نفع پيام بود و حتى نيمه اول را با يك گل به رختكن رفتيم، اما در نيمه دوم، تيم حريف با سه مهاجم به ميدان آمد و استفاده از بازى مستقيم و توپ هاى بلند را در دستور كار خود قرار داد اما ما تنها به خاطر اشتباهات فردى بازيكنان كه به دليل حواشى تيم تمركز خود را از دست داده بودند، سه گل دريافت كرديم.»
|
+ | نوشته شده توسط سید علی موسوی بایگی در دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 20:16
|