خداداد كه تيم اش باخته بود، عصبانى و ناراحت ورزشگاه ثامن را ترك كرد و جواب هيچ خبرنگارى را نداد تا نمايندگان رسانه هاى مشهد علاوه بر ناراحتى از شكست خانگى مقابل استقلال اهواز، از دست خداداد هم كمى دلخور شوند. ساعاتى پس از مسابقه، خبرى در مشهد پيچيد كه جلسه مطبوعاتى خداداد، فردا در خيابان فردوسى و در محل باشگاه ابومسلم تشكيل مى شود. اين اولين كنفرانس مطبوعاتى در باشگاه ابومسلم بود و شايد از اين جهت براى همه تازگى داشت. البته هر جا كه خداداد باشد و حرف بزند، قطعاً جالب و ديدنى است و بدون فراخوان و اطلاعيه هم كلى آدم جمع مى شود.
بر خلاف انتظار، عقربه ساعت روى ۳۵:۳ بعدازظهر است كه با سر و صداى اندكى خداداد وارد مى شود و پشت ميزى كه برايش آماده كرده اند، مى نشيند. ۵ دقيقه بعد يعنى رأس ساعت
۳۰:۳ جلسه مطبوعاتى شكل رسمى به خود مى گيرد و بى آنكه كسى سؤالى را مطرح كرده باشد خداداد جدى و سنگين باب بحث را باز مى كند:
حرف هايم را به ۲ بخش استانى و كلى تقسيم مى كنم. الان روى سخنم با مسؤولان استان است كه از آنها گلايه دارم. بازيهاى ابومسلم در ورزشگاه ثامن برگزار مى شود و اتوبوسرانى به تماشاگران سرويس نمى دهد. آنها براى هر اتوبوس ۱۰۰ ميليون چك ضمانت خواسته اند و اين خواسته منطقى نيست. مگر ابومسلم متعلق به تمام مردم مشهد نيست؟ پس چرا از اين تيم حمايت نمى شود؟ بايد همه كمك كنيم تا نماينده شهرمان به موفقيت برسد.
بحث دوم با نمايندگان مشهد در مجلس شوراى اسلامى است. مى خواهم حرف هاى من را به گوش آنها برسانيد تا بدانند كه ايران خودرو طلب باشگاه را پرداخت نمى كند و از نمايندگان محترم درخواست مى كنم كه در اين زمينه به تيم شهرشان كمك كنند. يك غير بومى به نام ناصر شفق آمده و باشگاه را خريده و از جيب خودش خرج مى كند اما از سوى مسؤولان حمايت نمى شود. لازم نيست كه به ما كمك مادى كنند، بلكه درخواست ما حمايت هاى ديگرى است تا حق اين تيم پايمال نشود. واقعاً شرايط سختى داريم و بازيكنان ما، حق و حقوق خود را نگرفته اند. هشدار مى دهم كه اگر مشكلات ابومسلم زودتر برطرف نشود، ادامه كار ديگر ممكن نيست و تضمينى هم براى ادامه موفقيت نمى دهم. و بحث سوم هم با تربيت بدنى استان است. زير جايگاه حدود ۱۱۰۰ صندلى دارد اما فقط ۱۵۰ بليت به ما مى دهند كه وقتى مى خواهيم از مسؤولان و نمايندگان استان براى تماشاى مسابقه دعوت كنيم، با مشكل مواجه مى شويم. ۷۵۰ بليت را به بازيكنان تيم هاى پايه مى دهيم و بقيه هم سهم پيشكسوتان و اطرافيان باشگاه مى شود. مگر تربيت بدنى براى هر بازى يك ميليون تومان كرايه زمين از ما دريافت نمى كند؟ پس چرا به ما به اندازه كافى بليت نمى دهند؟
حالا نوبت خبرنگاران است تا سؤالات خود را مطرح كنند. اولين سؤال پيرامون بازى با استقلال اهواز است. اين شكست خانگى از ابومسلم كمى عجيب بود. خداداد جواب مى دهد: بازيكنان ابومسلم بدترين بازى خود را انجام دادند و اصلاً مسؤوليت پذير نبودند. صد بار گفته بودم كه بايد مراقب ۴ بازيكن كليدى استقلال اهواز باشيد. منظورم فضلى كه داخل محوطه جريمه خطرناك است و آل نعمه كه ضربات ايستگاهى خوبى مى زند و همچنين رمضانى و ميداودى كه هافبك هاى خطرناكى هستند، است اما انگار نه انگار كه از قبل اين حرف ها را به بازيكنان زده بوديم. بازيكنان ما كاملاً بدون تفكر بازى كردند. اين نوع فوتباليست هم از نظر من «دو زار» نمى ارزد.
حالا نوبت ما است كه سؤال بپرسيم. بحثى كه ميان خبرنگاران حاضر در ورزشگاه مطرح بود را مقابل خداداد قرار مى دهيم. مى گفتند كه نمايندگان كنترل دوپينگ در مشهد بوده اند و به همين دليل بازيكنان ابومسلم در زمين نمى دويدند و...! هنوز سؤال تمام نشده كه خداداد جواب مى دهد: اصلاً اين بحث مطرح نيست... اگر چنين باشد، شك نكنيد كه خودم با آنها برخورد مى كنم. دوپينگ براى بعضى از رشته ها كارايى زيادى دارد اما براى فوتبال ۹۰ دقيقه اى چندان معقول نيست. در ثانى، دوپينگ به تيم كمك بدنى مى كند نه كمك مغزى.
تيم ما بدون مغز فوتبال بازى كرد. اگر بدانم كه دوپينگ روى مغز فوتباليست ها اثر مى گذارد، صددرصد خودم به بازيكنان مى گويم كه دوپينگ كنند! وقتى درك فوتبالى ندارند، دوپينگ به چه دردى مى خورد؟!
سؤال بعدى در مورد اولروم است. مى پرسند كه چرا اولروم خوب تغذيه نمى شود. اگر بيشتر به او توپ بدهند، طبيعتاً بيشتر گل مى زند و مفيدتر بازى مى كند.
خداداد مى خندد و باز هم بحث مغز فوتبالى را وسط مى كشد: اولاً اولروم از نظر من يكى از بى فكرترين مهاجمان ليگ است. اولروم اگر با فكر فوتبال بازى مى كرد، الان حداقل ۲۰ گل در ليگ زده بود. با اين بدن و با اين گام هاى بلند و با اين بازوها - كه عضلاتش به اندازه ران من است - اولروم بايد بيشتر گل مى زد. اگر عرفان مغز فوتبالى داشت كه ساير تيم هاى ليگ برتر اجازه نمى دادند به ابومسلم بيايد.
در ثانى شما بى انصافى هم نكنيد؛ اولروم اين ۱۴ گل را از خانه نياورده و هافبك ها برايش فرصت سازى كرده اند كه گل زده است.
وقتى در مورد فرانك آتسوى ديگر بازيكن ابومسلم اين بحث مطرح مى شود، باز هم خداداد به مغز فوتبالى فوتباليست اشاره مى كند: دفاع خوبى است اما مشكل او هم مغز است. اگر با فكر بازى مى كرد كه در همان تيم اسپارتاك مسكو يا گنك بلژيك مانده بود و به ايران نمى آمد.
خداداد به سؤالات ديگرى هم پاسخ مى دهد كه اساساً سؤالات بى ربطى است. مصاحبه مطبوعاتى سرمربى ابومسلم تمام مى شود و خداداد در حال ترك جلسه است اما براى ما يك سؤال از او كفايت نمى كند. در حين بيرون آمدن هنوز زمان داريم كه از خداداد سؤال بپرسيم. بحث بازى ابومسلم - راه آهن يا به عبارتى جدال خداداد - ميثاقيان مى تواند از زبان خداداد حرف هاى عجيبى را بيرون بكشد:
بازيهاى آخر سرنوشت ساز است. اگر ببينيم كه تيم راه آهن با امتياز ما در ليگ برتر مى ماند، تيم اميد ابومسلم را مقابل راه آهن بازى مى دهم. به هيچ كس هم ارتباطى ندارد و تركيب تيم در حيطه اختيارات سرمربى است. واقعيت اين است كه دلم مى خواهد اكبر ميثاقيان در ليگ برتر بماند. ناسلامتى ما با هم رفيق هستيم...
خداداد خيلى جدى حرف مى زند و بر خلاف هميشه اصلاً شوخى و مزاح نيست و اين بحث را با قاطعيت مطرح مى كند.
و سرانجام اينكه خداداد فكر مى كند چه تيمى قهرمان مى شود و چه جايگاهى را براى ابومسلم متصور است: چه جايگاهى براى ابومسلم؟ همين جا هم براى بازيكنان كم ظرفيت ما زياد است. اگر مقابل سپاهان و پيكان درست كار مى كردند، الان بالاى استقلال بوديم اما به نظر من جايگاه دهم جدول هم براى ابومسلم زياد است، چون جنبه و ظرفيت كافى ندارد. اما در مورد قهرمان ليگ تصور مى كنم كه استقلال جام را بالاى سر ببرد. علاقه مندم كه آنها به قهرمانى برسند. البته خداداد در مورد سايپا حرفى نمى زند ولى علاقه او به قهرمانى استقلال بى ارتباط با مربيگرى على دايى در سايپا نيست.
خلاصه خداداد اختيار دل خودش را دارد و مى تواند دوست داشته باشد كه هر تيمى قهرمان شود.